در بین شاگردان شیوانا پسر جوانی بود كه نظافتچی آشپزخانه و توالت مدرسه بود و هنگام درس در محضر شیوانا به صورت مستمع آزاد می نشست. هیچكس این پسر جوان را جدی نمی گرفت و همه او را به خاطر شغلش مسخره می كردند.

روزی سركلاس شیوانا مردی غریبه وارد شد. او در گوشه ای نشست و به سخنان شیوانا گوش فرا داد. درس كه به پایان رسید ، بقیه شاگردان گرد او جمع شدند و از او خواستند تا خودش را معرفی كند. مرد غریبه تبسمی كرد و گفت:" سوالی می پرسم. اگر واقعا درس زندگی را از شیوانا آموخته اید جوابم را فوری بدهید! سوال این است:

در زندگی همیشه پشت درهای بسته چیزی ترسناك در می زند. چه كسی جرات می كند آن در را باز كند؟"

دختری جوان كه شاگرد شیوانا بود بلافاصله پاسخ داد:" آن كس كه به خالق هستی ایمان دارد. از هیچ چیز نمی ترسد او برخواهد خواست و در را باز خواهد كرد!"

پسرجوان بلافاصله پرسید:" و آنگاه پشت در چه كسی خواهد بود!؟"

همه شاگردان شیوانا ساكت شدند. آنها به سوی شیوانا بازگشتندو از او خواستند تا كمك كند.

شیوانا شانه هایش را بالا انداخت و نیم نگاهی به پسر جوان نظافتچی انداخت.

 پسر جوان تبسمی كرد. از جا برخاست. ظرف غذایش را كه مقابلش بود روی زمین خالی كرد و كاسه خالی را وارونه روی سرش گذاشت و به سوی آشپزخانه رفت.

همه او را مسخره كردند. مرد غریبه خطاب به شیوانا گفت:" تو پاسخ سوال مرا از چنین جوان ساده لوحی خواستی!؟"

شیوانا تبسمی كرد و گفت:" این پسر جوان بهترین جواب را به تو داد. او گفت پشت در هیچ كس نخواهد بود. چون وقتی ایمان برمی خیزد هیچ پدیده ی ترسناكی جرات پشت در پنهان شدن را ندارد ...."

 

******************************************************************

 

ایمان و باور ما در ابتدای هر مسئولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند. وقتی انتظار بهترین پیشامد را دارید نیروی مغناطیسی از مغزتان خارج می شود که بهترین ها را جذب می کند . آن کس که به این حقیقت ایمان دارد به راستی خردمند است.

خداوند، درهای فراوانی ساخته که به حقیقت گشوده می شوند و آنها را برای تمام کسانی که با دست ایمان به آن می کوبند ، باز می کند.

همواره مراقب سلامت جسم و روانتان باشید، همین! عزت زیاد، یا حق ...