باور
باور
روزی دختری جوان نزد شیوانا آمد و از او كمك خواست تا برای مشكل نازیبایی و
زشتی صورتش راه حلی ارائه دهد. شیوانا سری تكان داد و گفت:" جلوتر از مردم
حركت كن!"
دختر جوان لـَختی سكوت كرد و سپس دوباره سوال خود را تكرار كرد و گفت:"
ببینید استاد! مشكل من این است كه هر وقت می خواهم كاری انجام دهم به محض اینكه
مقابل شخص یا اشخاصی می ایستم بلافاصله نگاه سنگین آنها را روی زشتی های چهره و
هیكل خودم حس می كنم و این سنگینی فورا مرا فلج می كند و دیگر نمی توانم با اقتدار
و اعتماد به نفس قبلی به صحبت هایم ادامه دهم و زشتی بی اعتمادی به خودم به زشتی
صورتم اضافه می شود و در نتیجه خود به خود توسط خودم از میدان كنار گذاشته می شوم.
آیا جوابی برای سوالم من دارید!"
شیوانا مجددا سرش را به علامت حق به جانب تكان داد و با همان لحن آرام قبلی
گفت:" جلوتر از مردم اطرافت حركت كن! و این یعنی نگذار نظر آنها به تو
برسد!"
دختر جوان كمی روی پاسخ شیوانا تامل كرد و آنگاه با نومیدی دوباره سوال خود را
به شكلی دیگر تكرار كرد. او گفت: " متاسفانه می بینم شما هم به خاطر زشتی
چهره ام مرا جدی نمی گیرید! من چگونه می توانم مانع رسیدن نظر مردم به خودم شوم در
حالی كه به محض قرار گرفتن مقابل آنها ، بلافاصله سایه سنگین نگاه و نظرشان را روی
خودم حس می كنم!؟"
شیوانا پاسخ داد:" به محض اینكه احساس كردی نظر دیگران به تو نزدیك شده
است به سرعت ذهن خودت را از این فكر دور كن و سعی كن بی توجه به جلوه گری های این
اندیشه آزاردهنده ، نسبت به آن بی اعتنا باشی و با سرعت خودت را در هنرها و
توانایی ها و استعدادهای منحصر به فرد خودت غوطه ور سازی ! یك انسان فوق العاده
زیبا هم اگر اجازه دهد نظر دیگران قبل از عمل و كردارش وارد ذهنش شود هم نمی تواند
حركت و واكنش صحیح را نشان دهد. اهمیت دادن به نظر دیگران باعث می شود كه همه
انسان ها چه زشت و چه زیبا ، نتوانند كار خود را درست انجام دهند. راه چاره تو این
است كه از این لایه بیرون بپری و در سطح دیگری از آگاهی پرواز كنی و این امكان
پذیر نیست مگر اینكه موضوع اهمیت بخشیدن به نظر دیگران را نزد خودت بسیار ناچیز
شماری !"
دختر جوان سكوت كرد و دیگر هیچ نگفت. می گویند از آن روز به بعد این دختر
بهترین بافنده فرش ابریشم در منطقه شد و تمام خانواده ها برای یاددادن و آموزش هنر
بافندگی فرش فرزندان خود را نزد او می فرستادند. جالب این بود كه هیچكس در مورد
زشتی آن دختر صحبتی نمی كرد و همه او را به عنوان بافنده زیباترین فرش های ابریشم
می شناختند.
شیوانا روزی برای شاگردانش این دختر را مثال زد و گفت: " این دختر جوان
چون یكبار برای همیشه موضوع زشتی چهره خود را فراموش كرد و دیگر به آن مراجعه نكرد
در نتیجه دیگر مانند زشت ها عمل نكرد و از آن روز به بعد دیگر كسی زشتی او را
ندید. در واقع اولین كسی كه زشتی های انسان را می بیند و آنها را بزرگ می كند خود
اوست و اولین كسی كه انسان ها را به خاطر زشتی هایش سرزنش می كند و مانع از خوب
عمل كردن او می شود نیز باز خود شخص می باشد.
بافنده زیباترین فرش های ابریشم به جای تمركز روی زیبایی چهره،اكنون روی
زیبایی منحصر به فرد استعدادش متمركز شده است و در نتیجه به یكباره نظر مردم برایش
بی ارزش شده است و از نظر مردم جلوتر افتاده است و به جای بازی خوردن توسط نظر
مردم ، به لایه بالاتری از آگاهی جهش كرد. شما هم اگر می خواهید توسط نظر دیگران
بدینسو و آنسو كشانده نشوید باید چنین عمل كنید.
********************************************************
اگر یاد بگیری که سیال و
انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *
********************************************************
.jpg)
به نام معشوق حقیقی.