به نام انکه عشقش وجودم را سست کرد
به تمنای جرعه ای از جام نیایش تو ...
هیچ شمعی نیست كه به امید سپیده ظهور، تا صبح فرج، در شبستان انتظار نسوزد.
اینك با تو از كدام دلتنگی خود بگویم؟
ای خوب ترین! نمی گویم: « با من به از آن باش كه با خلق جهانی »، كه می دانم تو با هر كس، همانی كه اوست... و ما مانده ایم كه با خود چگونه باشیم.
آیا دری هست كه به روی تو بسته باشد؟
آیا سری هست كه زیر بار منت تو خاكساری نكند؟
ای همه خوبی و لطف! روی به كدام كعبه نمازعهد بگزاریم؟
كه تو خود مقصود كعبه ای و موعود قبله.
ای آخرین پیغام سبز! ...
ما هم عریضه ی دلتنگی می خوانیم و هم نامه ی شكر طومار می كنیم.
باشد كه از این دو راهه ی منزل یكی به مقصد رسد.
ای بقیت خدا! از ما جز چشمی برای انتظار و دلی برای امید باقی نمانده است.
این چشم و دل را نیز خاك راه تو كرده ایم.
باشد كه غباری از آن بر گوشه ی قبای تو بنشیند!
اینك جرعه ای از جام نیایش خود را در جان ما فرو ریز!
تا ما نیز پیوستگی لطف مدام را بنوشیم....
****************************
بود آیا كه در میكده ها بگشایند؟
گره از كار فرو بسته ی ما بگشایند
به صفای دل رندان صبوحی زدگان
بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
****************************
نیمه ی شعبان بر همگان فرخنده و نیکو باد
پاینده مهر نیكان .... یا حق ...
به نام معشوق حقیقی.