عاشق یکرنگ را یار وفادار هست
بنده شایسته نیست ورنه خریدارهست
میرسدت ای پسر بر همه کس ناز کن
حسن و جمال ترا ناز تو در کارهست
گر چه لبت میدهد مژده حلوای صبح
مانده همان زهر چشم تلخی گفتار هست
لازمهی عاشقیست رفتن و دیدن ز دور
ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
وحشی اگر رحم نیست در دل او گو مباش
شکر که جان ترا طاقت آزار هست
***************************************
وحشی بافقی
********************************************************
اگر یاد بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *
********************************************************
+ نوشته شده در دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ ساعت 8:27 توسط حامد
|
به نام معشوق حقیقی.