آن دل كه تو دیده اى زغم ، خون شد و رفت
وز دیده خون گرفته بیرون شد و رفت
روزى ، به هواى عشق ، سیرى مى كرد
لیلى صفتى بدیده ، مجنون شد و رفت...
************************************
رخصت تا بعد ...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۵ ساعت 9:5 توسط حامد
|
به نام معشوق حقیقی.