کریم خان زند
نقل است که روز ی کریم خان
زند در ایوان مظالم نشسته بود
که مردی اجازه حضور طلبید و
کریم خان اجازه داد و پرسید: کیستی؟
مرد گفت : مردی بازرگانم که
آنچه داشتم، سارقین از من دزدیدند.
کریم خان گفت : وقتی مالت را
دزدیدند تو چه می کردی و کجا بودی ؟
مرد گفت : در خواب بودم
کریمخان پرسید : چرا خواب
بودی؟
مرد گفت : چنین می پنداشتم
که تو بیداری..
***************************************************************
اگر یاد
بگیری که سیال و انطباق پذیر باشی، شکست ناپذیر خواهی بود، همیشه! *
***************************************************************
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 12:31 توسط حامد
|
به نام معشوق حقیقی.