این نیز به او ده ...
گویند دیوانه ای بر دشت میگذشت، دشتی پر از
اسب و گاو و گوسفند دید.
پرسید اینها از کیست ؟ | گفتند : از آن ِعمید نیشابور
چون به شهر آمد سرایی مجلل دید
پرسید این سرای از آن ِ کیست ؟ | گفتند : از آن ِعمید نیشابور
و چون پرسید که این غلامان از آن ِ چه کسی
اند و در پاسخ به او گفتند از آن ِعمید نیشابور، دستار پاره ی خویش را به هوا
پرتاب کرد و گفت : خدایا تو که همه چیز به عمید داده ای، این نیز به او ده ...
*******************************************************
دکتر علی شریعتی :
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق
ظلم و ستم زندگی می کنند،
و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست
و آزادانه مرد...
********************************************************
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 13:26 توسط حامد
|
به نام معشوق حقیقی.