با تمام بی کسی هایم کسی دارم هنوز ..... به نام کـَس ِ بی کسان
درود بر شما یاران همیشگی
عرض ادب دارم خدمت همه ی سروران گرامی
امیدوارم سال رو به خوبی همراه با عشق و با شور و شعف ، شادی و لبخند ِ
هر چه بیشتر آغاز کرده باشید
از اونجائی که عازم سفری به شهرستان قم هستم و این امکان وجود داره که تا 3،4 روز ِ
دیگر فرصت به روز کردن به وجود نیاد !
با بحر ِ طویلی از ( ابوالقاسم حالت ) به روز کردم ! امیدوارم که خوشتون بیاد.
******************************************************
رفقا خاطر خود شاد بدارید و ره غم مسپارید و گل و لاله بیارید و به هر سو بگذارید که یک بار دگر فصل بهار آمد و نوروز درآمد ز در و کرد طبیعت هنر و ابر برآورد سر و ریخت زباران گهر و سبز شد از نو شجر و داد نوید ثمر و گشت چنان جلوهگر و یافت جهان زیب و فر و لطف و صفائی دگر و کرد غم از دل به در و میدهدت باد بهاری خبر از طی شدن فصل زمستان که کنی ترک شبستان و تو هم چون گل خندان بزنی خیمه به بستان و ببینی که گلستان زگل و لاله و ریحان و ز باریدن باران شده چون روضهی رضوان همه پرلالهی نعمان همه پر نرگس فتان همه پر گوهر و مرجان غرض ای نور دل و جان منشین زار و پریشان که شوی سخت پشیمان چو دهی فرصت عیش و طرب از دست درین فصل دلانگیز و فرحزا که صفا داده به هر باغ و به هر راغ و چنان ساحت فردوس برین کرده جهان را.
همه جا زمزمهی سال جدید است، همه را شوق شدید است، سخن گردش عید است، گل سرخ و سپید است که بر خاک پدید است، درین عید سعید است که بس روح امید است که در جسم دمیده است، ز هر سوی نوید است که بر خلق رسیده است، ولی من ز رخم رنگ پریده است، که هنگام خرید است و ازین فقر شدید است که قلبم ترکیده است و دلم سخت تپیده است، به یک سوی مجید است که خونم بمکیده است، به یک سوی فریده است، همین خیر ندیده است که پیوسته پریده است به جان من مسکین که برایش بخرم کفش و کلاه و کت و جوراب بدان سان که ز هر باب، فتد دل به تب و تاب، شب از چشم پرد خواب، ولی سال نوین با همهی خرج تراشی که کند، مایهی شادی است، سرآغاز بهار است و زمانی خوش و خرم که به هر سوی و به هر کوی، کنی روی و کشی بوی و ببینی رخ دلجوی و سر و صورت نیکوی و کنی جامهی نو در بر و از صبح الی شام، به صد شوق نهی گام، در خانهی اقوام، پی دیدن و بوئیدن و بوسیدن دست و سر و روی پدر و مادر و همشیره و داداش و عموجان و فلان دائی و هر عمه و هر خاله و هر حاجی و هر باجی و لب بازکنی در پی وراجی و بس نغز بگویی و بسی کام بجویی و بخندی چو ببینی همه را خرم و آزاد، چنان شاخهی شمشاد، عمومند بسی شاد و ندارند ز غم داد و نسازند ز غم یاد و نباشند به فریاد. اگر بچه و گر تازه جوانند، پی عیش روانند، وگر پیر زنانند، چو گل خنده زنانند و چنینید و چنانند. به هر حال بود عید نشاط آور نوروز بدان سان فرح اندوز و طرب ساز و تعب سوز که روشن کند از پرتو امید دل هموطنان را....
******************************************************
از اینکه بار دیگر مجالی بود تا در خدمت شما عزیزان باشم بسیار خرسند و مشعوفم و خدا رو شکر میکنم
پس تا مجالی دیگر درود و دو صد بدرود
لبخندتان را آرزومندم
بهاری باشید ، سبز و شاداب ، خرم و خندان ........ عزت زیاد...
به نام معشوق حقیقی.