به نام خدا

*********************************************

نقل است که  بایزید بسطامی یکبار قصد سفر حجاز کرد .چون بیرون شد بازگشت .

گفتند :هرگز هیچ عزم نقص نکرده ای این چرا بود ؟

گفت :روی به راه نهادم . زندگی دیدم ، تیغی کشیده که اگر بازگشتی نیکو ! و الا سرت از تن جدا کنم .

پس مرا گفت :

ترکت الله به بسطام و قصدت البیت الحرام

( خدای را به بسطام بگذاشتی و قصد کعبه کردی  (.

*********************************************

 

             برگرفته از تذکرة الاولياء