به نام خداوند جان و خرد
*********************************************************************
مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت
در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد خدا صورت گرفت
آرایشگر گفت:من باور نمیکنم خدا وجود داشته باشد
مشتری پرسید چرا؟
آرایشگر گفت : کافیست به خیابان بروی و ببینی
مگر میشود با وجود خدای مهربان این همه مریضی
و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت .
به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد
مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و کثیف
با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت:
می دانی به نظر من آرایشگرها وجود ندارند !
مرد با تعجب گفت : چرا این حرف را میزنی؟
من اینجا هستم و همین الان موهای تو را مرتب کردم !
مشتری با اعتراض گفت:
پس چرا کسانی مثل آن مرد بیرون از آرایشگاه وجود دارند ؟؟!...
" آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمی کنند "
مشتری گفت دقیقا همین است !
خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمی کنند!!
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد ......
*********************************************************************
دوستان فکر میکنم نبودنم یه چند وقتی بیشتر طول بکشه .
از تمام دوستانی که نمیتونم به وبلاگشون سر بزنم پوزش میطلبم .
و از عزیزان دیگر هم صمیمانه قدر دانی میکنم.
اگر خدا خواست و زنده بودیم در برگشت از خجالت همگی دوستان در میایم .
تا بعد ، همگی شما گلهای دوست داشتنی رو به خدای بزرگ میسپارم !
یا حق ...
به نام معشوق حقیقی.